تبلیغات اینترنتیclose
از ابرهای سوخته لبریزم( اصغر معاذی)
پیچک ( اصغر معاذی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

از ابرهای سوخته لبریزم
حس می کنم پُر از تب پاییزم

مثل هوای مقبره ها...سنگین
مانند سنگ قبر...غم انگیزم

فریاد...حرفِ آخرِ خاموشی ست
باید از این سکوت بپرهیزم

خاتون من...دلم به دلت بند است
با قطره قطره اشک تو...می ریزم

خیر است با سلام تو هر صبحم
با چشم روشن تو سحرخیزم

یکروز _مثل پیرهنی _ بی تو
خود را به چوب رخت می آویزم...!

 

اصغر معاذی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار اصغر معاذی-4, | بازديد : 1392