تبلیغات اینترنتیclose
زمین، به خاک نشست از غمِ برادرتان ( اصغر معاذی)
پیچک ( اصغر معاذی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

به: خاک پای بانوی شکوهمند کربلا...زینب (س)

**
زمین، به خاک نشست از غمِ برادرتان
زمان، سیاه شد از روزهای آخرتان

خدا برای "علی" آفریدتان که کسی
همیشه باشد پهلوی زخمِ مادرتان

چقدر خیمه که در هُرم خوابتان می سوخت
چقدر قافله رد می شد از برابرتان

چقدر تشنه ی تان کرد شوق آن پرواز_
که برنگشت به گهواره اش کبوترتان

بهار، آن سوی دیوار باغ های جهان
نشسته در غم گل های باغ پرپرتان

شما که هیچ ندیدید غیرِ زیبایی
شما که آرزوی نیزه ماند در سرتان

به تیغ خطبه شکستند شامِ ظلمت را
زبان "مادر"ی و شور "حیدر"ی ترتان...

زمان گذشته...ولی اشک های مادرِ من
هنوز می چکد از گوشه های "معجر"تان

و قرن هاست که افتاده اند دریاها
به جستجوی لبِ تشنه ی برادرتان...!

 

اصغر معاذی 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار اصغر معاذی-3, | بازديد : 1513