تبلیغات اینترنتیclose
تمام شب را در بادها وزیده تنم ( اصغر معاذی)
پیچک ( اصغر معاذی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

تمام شب را در بادها وزیده تنم 
هوای بوی تو را کرده بود پیرهنم

چقدر پیرهنم شوق بادبادک داشت
برای دکمه ای از دستِ خود، رها شدنم

کنار تو پُرم از موج و کوه و دشت و درخت
ولی بدون تو حس می کنم چقدر منم

در امتداد رگ و ریشه ام عطش جاریست
نفس- بُریده ی صحرایی از شن و گَوَنم

نسیم موی تو آشفته دشت خوابم را
تو باز آمده ای... مادیان ترکمنم!

نگاهِ سرکش تو شیهه می کشید از من
که در جوابِ تو خوابت پرید از دهنم...

که تو گریختی و بادها به دنبالت
و من نشستم و باران گرفت روی تنم.

 

اصغرمعاذی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار اصغر معاذی-1, | بازديد : 1421