تبلیغات اینترنتیclose
شکفتم آمدی از دور...باغ، در چشمت( اصغر معاذی)
پیچک ( اصغر معاذی)
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شکفتم آمدی از دور...باغ، در چشمت
دلم به چشم تو روشن،چراغ، در چشمت

اتاق و پنجره ای رو به آسمانی سرخ
سکوت تلخ دو تا چای داغ، در چشمت

غم غروب...که من با تو نیز تنهایم!
و پَرسه های غم یک کلاغ، در چشمت

کسی که در دل چشمان تو نشسته منم
که از غم تو بگیرد سراغ، در چشمت
#
هوای رفتن و تکرار آخرین لبخند
بخند تا بوَزَد عطر باغ، در چشمت...!

 

 

اصغرمعاذی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار اصغر معاذی-2, | بازديد : 1454